محمد مهدى ملايرى
393
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
بههرحال پس از اين بحث و پىجويى به اين نتيجه مىرسيم كه قول به اينكه تاريخ در اصل از « ماهروز » فارسى گرفته شده ، نه چنانكه بعضى گفتهاند از قبيل خرافات است و نه چنانكه بعضى ديگر گفتهاند اشتقاقى است عجيب و غريب . آنچه باعث چنين ابهام و سرگردانى شده همين عدم توجه به سير تاريخى اين كلمه از يك طرف و از طرف ديگر عدم توجه به اين امر بوده است كه در اين كلمه هم اشتقاق هست و هم تعريب و هم تحريف ، و اصل آنهم در فارسى فراموش گرديده است . در مثال بالا كه ذكر كرديم كلمهء « تاريخ » از لحاظ معنى از اصل فارسى آن زياد دور نشده ، بلكه اصل فارسى در نتيجهء عدم استعمال فراموش گرديده ، ولى گاه هست كه يك كلمهء فارسى پس از استعمال در عربى بهطورى ، هم از لحاظ لفظ و هم از لحاظ معنى دستخوش تحول و تغيير مىشود كه هيچگونه پيوند و تناسبى بين آن كلمه و اصلش باقى نمىماند . در اين مورد تنها در صورتى مىتوان به اصل آن كلمه راه يافت كه هم معنى اصلى و هم مسير تحولات لفظى و معنوى آن از لحاظ تاريخى و لغوى به دست مىآيد ، و اينهم كار باريك و دشوارى است و احتياج به دقت و احتياط فراوان دارد . اينك براى نمونه يكى از اينگونه كلمات : كلمهء « در » يكى از كلماتى است كه به گونههاى مختلف از فارسى به عربى راه يافته ، از جمله معنىهاى آن در فارسى يكى همين معنى معروف آن يعنى در خانه و سراى و امثال آن است كه در عربى « باب » مىگويند ، و ديگرى گشادگى ميان دو كوه است كه آن را هم شايد به تناسب همين معنى از راه تشبيه « دره » گفتهاند ، و « دربند » هم از همين معنى است . « 1 » اين كلمه در عربى به صورت « درب » تعريب شده « 2 » و در عربى هم در هردو معنى به كار رفته ؛ در معنى اول كه در خانه
--> ( 1 ) . نگاه كنيد به برهان قاطع و ديگر فرهنگهاى فارسى . ( 2 ) . قال فى المصباح : « و ليس اصله عربيا و العرب تستعمله فى معنى الباب ، فتقول لباب السكة درب و للمدخل الضيق درب » ( المزهر ، ج 1 ، ذيل ص 122 ) . و نگاه كنيد الاشتقاق و التعريب ، ص 37 .